پیشگام رهایی

پیشگام رهایی

طبقه بندی موضوعی

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حیدر» ثبت شده است


چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنی

که اگر کنی همه درد من به یکی نظاره دوا کنی

 

تو شهی و کشور جان تو را ، تو مهی و جان جهان تو را

ز ره کرم چه زیان تو را ، که نظر به حال گدا کنی

 

ز تو گر تفقد و گر ستم، بود آن عنایت و این کرم

همه از تو خوش بود ای صنم، چه جفا کنی چه وفا کنی

 

همه جا کشی می لاله گون ز ایاغ مدعیان دون

شکنی پیالهٔ ما که خون به دل شکستهٔ ما کنی

 

تو کمان کشیده و در کمین، که زنی به تیرم و من غمین

همهٔ غمم بود از همین، که خدا نکرده خطا کنی


/شاعر: هاتف اصفهانی

 

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ مرداد ۹۴ ، ۱۰:۴۱
پیشگام رهایی